مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

166

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

علامت آن « 1 » تنگى و تواتر نفس است و درد پهلو چنان كه سوزن به عضوى بزنند « 2 » و تب لازم و نبض « 3 » منشارى « 4 » و سرفهء خشك « 5 » اندر « 6 » اول باشد « 7 » و در وقت تزايد « 8 » برآمدن خون ملوث « 9 » و گرانى پهلو « 10 » . علاج : در اول « 11 » رگ باسليق بايد « 12 » زدن و خون چندان بيرون « 13 » كردن كه رنگ بگرداند ، ليكن به دو سه دفعه تا قوت ساقط نشود . و جلاب بنفشه و عناب و نيلوفر و سپستان و نبات و ترنجبين و شراب بنفشه و شراب « 14 » خشخاش دهند « 15 » و لعاب بنگو و « 16 » روغن گل « 17 » بادام لعوق سازند و به مطبوخ فواكه « 18 » و ترنجبين و شير خشت « 19 » ، خلط را مستفرغ كنند « 20 » . و « 21 » غذا كشكاب با بنفشه و شراب « 22 » بنفشه « 23 » بايد « 24 » دادن « 25 » و موم روغن از موم صافى و كثيرا و خطمى و روغن بنفشه در سينه و پهلو ماليدن « 26 » و آب سرد و ميوه‌ها نبايد دادن « 27 » . باب سىام « 28 » : در خفقان خفقان حركتى اختلاجى است « 29 » كه دل را حادث مىشود . و خفقان از سوء المزاج

--> ( 1 ) . ل : - آن . ( 2 ) . م : فرو برند . ( 3 ) . ل : - و نبض . ( 4 ) . نبض منشاوى : نبضى است سخت كه در زدن و افراشتگىاش اختلاف است ؛ به طورى كه چنان احساس شود كه مىكوبد بعضى انگشتان را در حال فرود افتادن به انگشت ديگر و اين دليل ورم گرم سخت مانند ورم ذات الجنب است ( قانونچه ، ص 65 ) . ( 5 ) . م : خشكى . ( 6 ) . م : و در . ( 7 ) . م : علت . ( 8 ) . ل : - تزايد . ( 9 ) . م : با نفس . ( 10 ) . م : + باشد . ( 11 ) . م : + علت . ( 12 ) . م : - بايد . ( 13 ) . م : + بايد . ( 14 ) . م : - شراب . ( 15 ) . م : بايد دادن . ( 16 ) . م : با . ( 17 ) . م : - روغن گل . ( 18 ) . ل : فاكهه . ( 19 ) . م : شير خشت و ترنجبين . ( 20 ) . ل : كند . ( 21 ) . م : - و . ( 22 ) . م : - شراب . ( 23 ) . م : نيلوفر . ( 24 ) . ل : - بايد . ( 25 ) . ل : دهند . ( 26 ) . ل : مالد . ( 27 ) . ل : + و اللّه اعلم . ( 28 ) . م : + از مقالهء دوم . ( 29 ) . م : - است .